داستان های کوتاه و عبرت آموز بهلول دانا
داستان های کوتاه و آموزنده بهلول دانا
داستان بهلول و فروختن خانه ای در بهشت
آورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و
با انگشت بر زمین خط می کشید.
پرسید : چه می کنی؟
گفت : خانه می سازم.
پرسید : این خانه را می فروشی؟
گفت : آری.
پرسید : قیمت آن چقدر است؟
ادامه مطلب
[ ] [ ] [ rezasabeti ]
[ ارسال نظر(3) ]


